1  سارا ميگه مامان من مطمئنم كه امروز بارون مياد ميگم از كجا انقدر مطمئني ميگه

بچه ها امروز تو مدرسه خيلي دعا كردند بارون بياد .........اون شب تا صبح بارون باريد

2- با وجود خستگي صبح تا 2 بعداز ظهر، ساعت 5/3 ميرم مدرسه قراني كار كردن با بچه هاي

قرآني كه مثل بلبل قرآن ميخونند و حفظند خستگي رو از يادم مي بره ومن چقدر بهشون غبطه مي خورم

چقدر خوبند چقدر پاكند

3- بارون باريده همه جا پاك همه جا نمناك حس خوبيه توراه كه ميرم مدرسه چشمم به گلها و سبزه هاييه

كه همه جا سبز شدند حس ميكنم اوناهم مثل من خوشحالند انگار لبخندشونو ميبينم چقدر زيبا هستند فتبارك الله !