خاطرات يك معلم
یک دبیر ....جایی همین نزدیكي
خسته ام از این همه مرد بودن
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12:31 توسط نفیسه رحمانیان |
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مرداد ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آرشيو
پیوندها
یادداشت های محمد فرهمند فر(داماد محترم)
داداشم
سید محمود عطری
دخترم
مهدی وفایی فرد
دخترم سارا
پاکنویسهای یک معلم
یافته ها و دریافته ها
حاج آقا مسئلۀ
مرجع وب های گراش
دیار برف
سادات جان
آبجی
خانم معلم
کاکال گراش
دیر تش باد
من و زهرای خوبم
الهه آیینه افروز
محبوبه نادرپور
مرضیه قربانی
ناهید سعادتیان
سید جواد موسوی
بتول کاظمی
سیده اعظم حسینی
منتظر
سید محمد حسین میرباقری
علی اکبرزاده
رسول پاپایی
ف.رسولی
طاهره فروزش
زهره فروزش
سهیلا جمالی
محمد حسن جعفری
محمد هادی دشتبان
مریم قاسمی زادگان
نبض کویر
حسین تلخابی
زن آریایی
یک زن
عبدالحسین انصاری (_شاعر)
ترخون
آقای مهرابی
محمد امین نوبهار
حامد نوروزی
محمد صادقی
سعید عالمی
فردین شوری
ساز شکسته
نوید روانبخش
معلم ورزش
پسر خورشيد
BLOGFA.COM