نامه ی یک دبیرستانی :

سلام خانوم معلم

اون شب خوابتون رو دیدم  خواب یه آقای سفید پوش و نورانی  که شما هم کنارش بودید

حالا دیگه مطمئن شدم ظاهر و باطنتون با اون حرفا یی که می زنید یکیه

دوستدار شما مرضیه

 

جوابی نداشتم بدم فقط به یاد فرازی از نمی دونم کدوم دعاست به این مضمون افتادم که خداوندا رحمت و لطفت آن چنان بی منتهاست  که مرا آن چنان که نیستم در نظر خلق خوب جلوه دادی

 

نامه ی یک دانش آموز راهنمایی

سلام خانوم معلم

من بابت رفتار آن روزم از شما معذرت خواهی می کنم امیدوارم مرا ببخشید که اگر نبخشید نمی توانم در چشمانتان نگاه کنم

من و فاطمه و زهرا دوستان صمیمی هستیم و زهرا هروقت یک مهر* از من بیشترمی گیرد با من قهر می کند و من آن روز بخاطر این مسئله ناراحت بودم که آن  برخورد را با شما داشتم

امیدوارم مرا ببخشید

جواب :

سلام دختر گلم

هر چند من آن روز از رفتار شما کمی ناراحت شدم ولی بروز این رفتار از طرف دختر خوب و با ادبی مثل شما باعث تعجب من شد

به هر حال ما معلمها دلمان دریاست زود می بخشیم  حالا دفترت را بیاور تا برایت مهر بزنم

 

پانوشت :

مهر : در این مدرسه راهنمایی بابت تشویق بچه ها در دفترچه خاصی که به پیوند معروفست مهر زده می شود که در پایان هر ترم به ازای تعداد مهرهای زده شده جایزه نقدی به بچه ها داده می شود